خرید بک لینک
تاريخ : سه شنبه بیست و هفتم شهریور ۱۴۰۳«سفر به قلعه خورشید»پدیدآور: رقیه باباییناشر: کتاب جمکرانتعداد صفحات: ۱۵۱در روایات داریم که یکی از موقعیت‌هایی که می‌شود انسان‌ها را خوب شناخت، سفر است. این حقیقت را تجربه نیز تصدیق می‌کند که ما در سفر و فراز و نشیبش (به خصوص اگر مدت و مسافتش طولانی باشد) به شناخت بسیار عمیق‌تری از ویژگی‌های حقیقی شخصیتی همسفران خود دست پیدا می‌کنیم و حکایت این داستان، حکایت همسفر شدن برده‌ی نوجوانی به نام سحاب است که در آرزوی کاتب شدن قصد کرده به هر قیمتی شده، خود را به شهر هزار کاتب (یعنی نیشابور) برساند و برای رسیدن به این هدف، خود را در کاروان حکومتی مأمون که بناست امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو ببرند جا می‌کند؛ اما این همراهی پر فراز و نشیب و پر حادثه، که منجر به شناخت بسیار عمیق‌تر او از شخصیت انسانی امام رضا علیه السلام و به تبع آن آشنایی‌اش با مقام امامت می‌شود، برایش تحوّلات عمیقی به دنبال دارد تا جایی که بعد از رسیدن به نیشابور وقتی همراهان امام از او خداحافظی می‌کنند، او در پاسخ می‌گوید: «ابومسلم... ارباب... من را هم با خود ببرید.» وقتی ابومسلم (یار و خدمتگزار امام علیه السلام در این سفر) به او می‌گوید: «مگر نمی‌خواستی در نیشابور بمانی و کاتب شوی؟»در پاسخ اظهار می‌دارد:‌ «آری هنوز می‌خواهم کاتب شوم، اما نه کاتب هر کس و هر سخنی...»رقیه بابایی نویسنده‌ی این اثر بیان می کند که کتاب به شکلی نگارش شده که مخاطب نوجوان هم با شخصیت و سیره و سبک‌زندگی و وقایع تاریخی مهم سفر امام رضا علیه السلام از مدینه به مرو آشنا شود و هم جایگاه مقام امامت و لزوم وجود امام در هر زمان را دریابد.بهره‌گیری نویسنده از منابع دست اولی نظیر عیون اخبار الرضا (اثر ش

برچسب: نویسنده: رضا حسنی تاريخ: جمعه 30 آبان 1404 ساعت: 12:56

صفحه بندی